خرید بک لینک
وقتی تو بیایی.. خیلی چیزها عوض شده.. دیگر من، من نیستم. هیچکس دیگر مثل قبل نیست. نه از این تغییرات خلق و خویی و مقطعی. نه.. اینقدر آدم ها تغییر کرده اند که اصلا نمی شناسی شان. پدر حتما آلزایمر گرفته. برادرها حتما نام من را فراموش کرده اند. دوستانی که فقط خاطره هایی ضعیف از گذشته دارند. اینجا هم

برچسب: نویسنده: هلیا فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:19

شایدم چیزی مصرف می کنم این روزا. باید بد باشم. چمه خب. چرا نیستم پ؟ دیشب خواب دیدم اومدم. تو دنبال یه ترجمه ای کاری واسه شهرزاد بودی. هی دمغ شدم. با خودم گفتم اون سری که دنبال خونه و مصیبت. این سری هم این. اصن من واسه چی میام پس؟ بعد تو یکی از این مغازه های بازار تو یه چی خریدی. سرش چونه زدن و یه عت

برچسب: نویسنده: هلیا فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:19

من دلم می خواد برگردم. دلم می خواد برنگردم. هی فک می کنم بیام. میرم بلیط، می گم زیاده سه هفته چهار هفته. چیکا کنم. بعد می گم پیش تو ام. بعد می گم خب چیکا کنیم. آدم دلش چی می خواد تو دنیا؟ آدم چه مرگشه؟!

دکتر می خوام، متنفرم ازش. هی میهوام زیادش کنم. هی می خوام نباشه.

تو رو هم. خودم رو هم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:18 توسط ممول |

برچسب: نویسنده: هلیا فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:19

هیه. واسه چی دارم میام؟... چقدر شکننده ست همه چی.

شاشبدم تو بلاگفا

همه هم به یه ورم.

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:12 توسط ممول |

برچسب: نویسنده: هلیا فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:19

توخواب نبودی. من فکر میکنم خواب نبودی. و این بده.

برچسب: نویسنده: هلیا فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:19

صفحه بندی